به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، این اثر تازه انتشار یافته، ماجرای واقعی و شگفتانگیز یک مامور کاگب و رابط او در امآی۶ در دل ایران انقلابی را روایت میکند؛ پروندهای که نقطه آغازین آن به شکلی باورنکردنی با یک مشکل پزشکی گره خورده بود.
مکاینتایر، نویسنده نامآشنای آثار مستند-جاسوسی، برای توصیف انگیزههای خیانت آدمها به وطنشان از کلیدواژه معروف MICE (پول، ایدئولوژی، اجبار و غرور) استفاده میکند. اما در بخش افتتاحیه کتاب «ردود»، با عامل پنجم و کاملاً متفاوتی روبهرو میشویم: اختلال جنسی!
ولادیمیر کوزیچکین، مامور ارشد کاگب در تهران سال ۱۳۵۷، در شرایطی بحرانی قرار داشت. او از فشارهای عصبی، مصرف بیش از حد الکل، نظارتهای دائمی، فساد همکارانش و ناکامی در زندگی شخصی به ستوه آمده بود. کوزیچکین تصمیم میگیرد اسرار مهم اتحاد جماهیر شوروی و متحدان ایرانیاش را در ازای یک خواسته بسیار شخصی فاش کند: درمان پزشکی برای بازگشت به زندگی جنسی عادی!
پسزمینه اصلی این کتاب، ماههای پرالتهاب پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ است؛ روزهایی که حکومت پهلوی سقوط کرده، سفارت آمریکا به تسخیر درآمده و دیپلماتهای غربی سرگردان و درمانده بودند. در این میان، مسکو فرصت را طلایی میدید تا نفوذ خود را به سوی بنادر گرم جنوب و کشوری نفتخیز گسترش دهد.
وظیفه کوزیچکین در این میان، پخش پول، تسلیحات و هدایت حزب توده بود؛ جبههای کمونیستی که رهبری آن را فردی استالینیستی بر عهده داشت که دههها در آلمان شرقی تبعید بود. او از سفارت بزرگ شوروی این ماموریت را پیش میبرد، سفارتی که کارمندانش حتی کوچکترین موفقیتها را با حجم عظیمی از ودکا جشن میگرفتند؛ فضایی که کوزیچکین از آن متنفر بود.
دقیقاً در آن سوی خیابان و در سفارت بریتانیا، ایان مککریدی، مامور جوانی از امآی۶ حضور داشت که به تازگی به همراه همسر و نوزادش وارد تهران شده بود تا شبکه اطلاعاتی بریتانیا را از نو بسازد. مککریدی شاید به اندازه همتای روس خود الکل نمینوشید، اما کشف ۵۰ صندوق ویسکی لوکس بهجامانده از دوران شاه در یک گاراژ متروکه، به او کمک کرد تا ممنوعیتهای انقلابیون را به راحتی پشت سر بگذارد!
رابطه میان این مامور روس و افسر بریتانیایی، ستون فقرات جذابترین کتاب سال را تشکیل میدهد. این پیوند پنهانی در سایه تهدید مداوم سپاه پاسداران شکل میگیرد، در حالی که هیچکدام از آنها نمیدانند در مرکز یک تغییر بزرگ ژئوپلیتیک قرار دارند؛ جایی که کمونیستها در حال سقوط به ورطه فراموشی و اسلامگرایان در حال قدرتگرفتن هستند.
اوج ماجرا زمانی نمایان میشود که کوزیچکین به سلامت به بریتانیا منتقل میشود، اما به ادعای نویسنده کتاب سازمانهای اطلاعاتی او را برای برای افشای اطلاعات کمونیستها و ضربه زدن به شوری به پاکستان و نزد مقامات ایرانی بازمیگردانند؛ تصمیمی که به لو رفتن و دستگیری مقامات حزب توده میشود.
کلمه «رد وود» (Redwood به معنای درخت سرخچوب) که نام کتاب از آن انتخاب شده در واقع نام رمز سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا (MI6) برای همان افسر ارشد کاگب «ولادیمیر کوزیچکین» است.
این کتاب سپتامبر ۲۰۲۶ (اواسط شهریور ۱۴۰۵) منتشر شده است. نسخه الکترونیکی و صوتی آن در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶ عرضه شدند و نسخههای چاپی آن نیز در همین بازه زمانی (دهم تا پانزدهم سپتامبر ۲۰۲۶) به بازار کتاب راه یافتهاند.